تبليغاتX

وبلاگ بچه شطی - اهواز
 
سكسكه ي شاعرانه....

هیچ کس مثل من نبود!

 

 

 میدانم که هیچ وقت بعد از آن تصمیم نمی توانم ببیمنمت

جای دستهای من در دستانت نثار کس دیگری شد 

 واین چقدر بهانه است برای گریه های شبانه من 

اما گذشت وگذشت من خود را مجبور به قبول این واقعیت کردم

 که لیاقت دستهایت مال من نبود ..

 

رفیق!تنهام نزار!

 

حتی تو که میگویی برایم جان میدهی نخواهی دانست

حتی تو.....

این که من فریادش میکنم

این که کسی نمی شنود

می بینی امشب کلمات هم از من میگریزند

که دلت را نشکنم

چه اصراری دارم که همه بدانند

...

..

.

من و تو

 

بر میگردم دیروزم را بردارم


برمیگردم هنوزم را بردارم


بی سایه ام درخت بی زمینم


برمیگردم میوه ام را ببینم


برمیگردم برمیگردم


بگذارید برگردم...

 

 

لينك ثابت| نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت توسط يلدا |


وبلاگ بچه شطی - اهواز