تبليغاتX

وبلاگ بچه شطی - اهواز
 
سكسكه ي شاعرانه....

آره ..تو رو میگم!

 

پسركي در كلاس درس، آنها را روي كاغذ كشيد
دو خط موازي چشمشان به هم افتاد .

و در همان يك نگاه قلبشان تپيد .


و مهر يكديگر را در سينه جاي دادند .

خط اولي گفت :
ما ميتونيم زندگي خوبي داشته باشيم .
و خط دومي از هيجان
لرزيد .

خط اولي گفت مي;تونيم خانه اي داشته باشيم در يك صفحه دنج كاغذ .

من روزها كار ميكنم ،مي رم خط كنار يك جاده دور افتاده و متروك شوم ،
يا خط كنار يك نردبام .


خط دومي گفت :
من هم ميتونم خط كنار يك گلدان چهار گوش گل سرخ بشم ، يا خط كنار يك
نيمكت خالي در يك پارك كوچك و خلوت .

خط اولي گفت :
چه شغل شاعرانه اي و حتما زندگي خوشي خواهيم داشت 

در همين لحظه معلم فرياد زد : دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند .
 
و بچه ها تكرار كردند :
دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند

دو خط موازي لرزيدند .
به هم ديگر نگاه كردند .
و خط دومي زد زير گريه ..........

 

لينك ثابت| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت توسط يلدا |

اون رفته!

 

...

لينك ثابت| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت توسط يلدا |

رفتیم که بمانیم!

 

لينك ثابت| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت توسط يلدا |

کسی نیست!

 

دلم گرفتست

 

دلم گرفتست

 

به ايوان ميروم و

 

 انگشتانم را بر پوسته ی کشيده ی شب ميکشم

 

چراغ های رابطه تاريکند

 

چراغهای رابطه تاريکند

 

کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد

 

کسی مرا به مهمانی گنجشگ ها نخواهد برد

 

پرواز را به خاطر بسپار

 

پرنده مردنيست

لينك ثابت| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت توسط يلدا |

آه...

 

...

لينك ثابت| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت توسط يلدا |

منو ببخش...

منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون
 
دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون
 
 
ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش
 
با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش   
 
همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم
 
تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم
 
بین من و تو فاصله است  یک در سرد آهنی
 
من که کلیدی ندارم   تو واسه چی در می زنی
 
این در سرد لعنتی  شاید که نخواد وا بشه
 
قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه
 
همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم
 
 
لينك ثابت| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت توسط يلدا |


وبلاگ بچه شطی - اهواز