بابام...
شور عشقت هست در قلبم اي پدر
گرمي لبخندهايت هست در ذهنم اي پدر
مهرباني هايت همواره در من جاري است
ساز آواي صدايت هم هميشه با من است
از تو از عشق تو لبريز هستم اي پدر
من براي ديدنت با سر دوانم اي پدر
زندگي يعني پرواز در آغوش تو
مرگ يعني من بدون عطر تو
حرف آخر را برايت مينويسم اي پدر
با تو بودن را دوست دارم اي پدر

برای مامانم..
مردي مقابل گل فروشي ايستاده بود و مي خواست دسته گلي براي مادرش كه در شهر ديگري بود سفارش دهد تا برايش پست شود.
وقتي از گل فروشي خارج شد، دختري را ديد كه روي جدول خيابان نشسته بود هق هق گريه مي كرد.
مرد نزديك دختر رفت و از او پرسيد: «دختر خوب، چرا گريه مي كني؟»
دختر در حالي كه گريه مي كرد، گفت: «مي خواستم براي مادرم يك شاخه گل رز بخرم ولي فقط 75 سنت دارم در حالي كه گل رز 2 دلار مي شود. مرد لبخندي زد و گفت: «با من بيا، من براي تو يك شاخه گل رز قشنگ مي خرم.»
وقتي از گل فروشي خارج مي شدند، مرد به دختر گفت: «مادرت كجاست؟ مي خواهي تو را برسانم؟»
دختر دست مرد را گرفت و گفت :«آنجا» و به قبرستان آن طرف خيابان اشاره كرد.
مرد او را به قبرستان برد و دختر روي يك قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.
مرد دلش گرفت، طاقت نياورد، به گل فروشي برگشت ، دسته گل را گرفت و 200 مايل رانندگي كرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.

من .....
من هنوز خواب می بینم که دوره دوره ی وفاست *
که اعتبار عشق بجاست دنیا به کام آدماست *
من هنوزم خواب می بینم*
من هنوز خواب می بینم که این خودش غنیمته *
برای دیگرون یه خواب برای من حقیقته *
من هنوزم خواب می بینم *
صوته دلان یکی یکی تموم شدند *
صوته دلی نمونده غیر از خود من *
کسی که عشق و غم و فریاد بزنه *
حقیقته آدمو فریاد بزنه ، حقیقته آدمو فریاد بزنه *
هنوز تو غصه های من رنگ و ریا جا نداره *
دروغ نمیگن آدما ، دشمنی معنا نداره *
هنوز تو غصه های من هیچ کسی تنها نمیشه *
کسی به جرم عاشقی خسته و تنها نمیشه *
هنوز توی دنیای من هر آدمی یه عالمه *
گل رو نمیفروشن به هم گل مثل قلب آدمه .
صوته دلان یکی یکی تموم شدند *
صوته دلی نمونده غیر از خود من *
کسی که عشق و غم و فریاد بزنه *
حقیقته آدمو فریاد بزنه ، حقیقته آدمو فریاد بزنه *