باران که بیاید...........
باران که ببارد تو می آیی و من غرق در تو می شوم...
شب های آرامشم چه کوتاه و شب دلواپسی ام عجیب یلدائیست..............................
تو که بیایی................
تو که بباری..........................!
سلام هم رؤيا!
محفل تنهائي ام حضورت را خوشامد مي گويد...
آرزوهاي سبزم در روزهاي بهاري ارزاني نگاهت...
توي سرزمين يخ ها پره از سكوت غمناك
هميشه باد قطبي،هميشه برفه و كولاك
باز هم سكسكه ...
باز هم بغض ...
باز هم تو ...
باز هم شاعري بي واژه!
باز هم سكسكه ي شاعرانه!
تویی هم خون و جون من تو با غم آشنایی
وطن خون و غرور من برام مرگ جدایی